دعا

متن کامل دعای سمات به همراه ترجمه فارسی

دعای سمات یکی از دعاهای پرشکوه و کم‌نظیر شیعه است که در کنار دعاهایی مانند کمیل، ندبه و جوشن کبیر جایگاه ویژه‌ای دارد. این دعا تنها یک درخواست ساده از خداوند نیست، بلکه ترکیبی از تاریخ ایمان، آموزه‌های توحیدی، ذکر اسماء الهی و مرور معجزات بزرگ الهی در زندگی پیامبران است. سنت شیعی توصیه می‌کند این دعا به‌ویژه در عصر جمعه خوانده شود و بسیاری از عالمان آن را کلیدی برای رفع گرفتاری‌ها، جلب رحمت الهی و تقویت ارتباط با خداوند معرفی کرده‌اند. ویژگی منحصر به فرد دعای سمات در این است که مؤمن را هم به گذشته تاریخ ایمان می‌برد و هم او را برای امروز و فردا آماده می‌سازد.

معنای واژه «سمات»

«سمات» در لغت به معنای نشانه‌ها و علامت‌هاست. برخی از اهل لغت گفته‌اند که این واژه به دلیل آن انتخاب شده که دعا سراسر بیانگر نشانه‌های قدرت و رحمت الهی در تاریخ است. دعا نشانه‌هایی از حضور پروردگار در زندگی انبیا و اولیای الهی را به تصویر می‌کشد و به انسان یادآوری می‌کند که عالم پر از آیات و نشانه‌هاست. نام‌گذاری این دعا به «سمات» پیام مهمی دارد: هر فراز دعا خود علامتی از حضور خدا در جهان و نشانه‌ای برای هدایت انسان است.

پیشینه تاریخی و منابع دعا

دعای سمات از قرون اولیه اسلام در کتاب‌های معتبر شیعه نقل شده است. روایت‌های تاریخی آن را به امام محمدباقر (ع) و امام صادق (ع) نسبت می‌دهند. برخی نیز نقل کرده‌اند که حضرت خضر (ع) این دعا را خوانده و سپس در میان اهل‌بیت (ع) رایج شده است. شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد»، سید بن طاووس در «اقبال الاعمال» و کفعمی در «البلد الامین» این دعا را آورده‌اند. نقل در چنین منابعی نشان‌دهنده اعتبار و جایگاه والای این دعا در سنت شیعی است. خواندن دعای سمات در عصر جمعه، به‌ویژه نزدیک به غروب، از قدیم تا امروز میان مؤمنان رایج بوده است و به‌عنوان یک سنت دینی ادامه یافته است.

بیشتر بخوانید: دعای عدیله

جایگاه دعای سمات در سنت شیعی

دعای سمات هم بُعد فردی دارد و هم بُعد اجتماعی. در بُعد فردی، وسیله‌ای برای ارتباط قلبی با خداوند و برآورده شدن حاجات است. در بُعد اجتماعی، آیینی برای جمع‌شدن مؤمنان و مرور مشترک تاریخ ایمان است. در بسیاری از شهرها و روستاها، عصر جمعه زمانی است که مردم در مساجد یا حسینیه‌ها جمع می‌شوند و با صدای بلند این دعا را می‌خوانند. این همخوانی علاوه بر آثار معنوی، به شکل‌گیری هویت دینی مشترک و همبستگی اجتماعی کمک می‌کند. به همین دلیل، دعای سمات فقط یک متن عبادی نیست، بلکه بخشی از فرهنگ مذهبی شیعیان است.

محتوای اصلی و ساختار معنایی دعا

دعای سمات دارای محتوایی بسیار غنی است که می‌توان آن را به چند بخش تقسیم کرد. در آغاز دعا، خداوند با نام‌ها و صفاتش مورد ستایش قرار می‌گیرد. سپس دعا وارد بخش تاریخی می‌شود و نمونه‌هایی از یاری‌های الهی در زندگی پیامبران را بازگو می‌کند. این بخش شامل یادآوری نجات حضرت ابراهیم (ع) از آتش، شکافتن دریا برای حضرت موسی (ع)، معجزات حضرت عیسی (ع) و نصرت پیامبر اسلام (ص) است. در پایان دعا، مؤمن حاجات خود را با امید به اجابت بیان می‌کند. این ساختار سه‌گانه (توحید، تاریخ ایمان، بیان حاجات) دعای سمات را از بسیاری ادعیه دیگر متمایز می‌کند.متن دعا ای چنین است:


اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ، الَّذِى إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلىٰ مَغالِقِ أَبْوابِ السَّماءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلىٰ مَضائِقِ أَبْوابِ الْأَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْأَمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلىٰ كَشْفِ الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ انْكَشَفَتْ؛

خدایا! از تو خواستارم به نام بزرگت آن نام بزرگ‌تر عزیزتر باشکوه‌تر گرامی‌تر که چون بر درهای بسته آسمان با آن نام خوانده شوی که به رحمت گشوده شوند باز می‌شوند و چون با آن بر درهای ناگشوده زمین برای گشایش خوانده شوی باز می‌شود و چون با آن برای آسان شدن سختی خوانده شوی، آسان گردد و چون با آن بر مردگان برای زنده شدن خوانده شوی، زنده شوند و چون با آن برای رفع سختی و زیان خوانده شوی برطرف گردد؛

 

وَبِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَكْرَمِ الْوُجُوهِ وَأَعَزِّ الْوُجُوهِ الَّذِى عَنَتْ لَهُ الْوُجُوهُ، وَخَضَعَتْ لَهُ الرِّقابُ، وَخَشَعَتْ لَهُ الْأَصْواتُ، وَوَجِلَتْ لَهُ الْقُلُوبُ مِنْ مَخافَتِكَ، وَبِقُوَّتِكَ الَّتِى بِها تُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِكَ وَتُمْسِكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا،

و می‌خوانمت به حق عظمت ذات بزرگ‌منش مهمان نوازت، گرامی‌ترین و عزیزترین ذات‌ها آنان‌که چهره‌ها در برابرش خوار گشته و گردن‌ها فروتن شده و صداها آهسته گشته و دل‌ها در برابر آن از ترس تو هراسناک شده‌اند، تو را می‌خوانم به نیرویت که با آن آسمان‌ها را نگاه داشتی از اینکه بر زمین افتد مگر به اجازه تو، با آن آسمان‌ها و زمین را از اینکه ویران شوند نگاه داشتی

 

وَبِمَشِييَّتِكَ الَّتِى دَانَ لَهَا الْعالَمُونَ؛ وَبِكَلِمَتِكَ الَّتِى خَلَقْتَ بِهَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ، وَبِحِكْمَتِكَ الَّتِى صَنَعْتَ بِهَا الْعَجائِبَ، وَخَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَةَ وَجَعَلْتَها لَيْلاً، وَجَعَلْتَ اللَّيْلَ سَكَناً، وَخَلَقْتَ بِهَا النُّورَ وَجَعَلْتَهُ نَهاراً، وَجَعَلْتَ النَّهارَ نُشُوراً مُبْصِراً، وَخَلَقْتَ بِهَا الشَّمْسَ وَجَعلْتَ الشَّمْسَ ضِياءً، وَخَلَقْتَ بِهَا الْقَمَرَ وَجَعَلْتَ الْقَمَرَ نُوراً؛

و می‌خوانمت به اراده‌ات که جهانیان در برابرش مطیع‌اند؛ و به کلمه‌ات که با آن آسمان‌ها و زمین را آفریدی و به حکمتت که با آن شگفتی‌ها را ساختی و تاریکی را با آن پدیدآوردی و آن را شب قرار دادی و شب را برای آرامش مقرّر داشتی و هم با آن حکمت، نور را آفریدی و آن را روز قرار دادی و روز را مایه جنبش و بینایی و سنجش ساختی و نیز با آن خورشید را آفریدی و خورشید را مایه تابش نمودی و با آن ماه را پدید آوردی و ماه را نورانی ساختی؛

 

وَخَلَقْتَ بِهَا الْكَواكِبَ وَجَعلْتَها نُجُوماً وَبُرُوجاً وَمَصابِيحَ وَزِينةً وَرُجُوماً، وَجَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَمَغارِبَ، وَجَعَلْتَ لَها مَطالِعَ وَمَجارِىَ، وَجَعَلْتَ لَها فَلَكاً وَمَسابِحَ، وَقَدَّرْتَها فِى السَّماءِ مَنازِلَ فَأَحْسَنْتَ تَقْدِيرَها، وَصَوَّرْتَها فَأَحْسَنْتَ تَصْوِيرَها، وَأَحْصَيْتَها بِأَسْمائِكَ إِحْصاءً، وَدَبَّرْتَها بِحِكْمَتِكَ تَدْبِيراً، وَأَحْسَنْتَ تَدْبِيرَها، وَسَخَّرْتَها بِسُلْطانِ اللَّيْلِ وَسُلْطانِ النَّهارِ وَالسَّاعاتِ وَعَدَدِ السِّنِينَ وَالْحِسابِ، وَجَعَلْتَ رُؤْيَتَها لِجَمِيعِ النّاسِ مَرْئً واحِداً؛

و با آن ستارگان را خلق کردی و آن‌ها را اخترانی تابناک و برج‌ها و چراغ‌ها و زینت و عامل راندن شیاطین قرار دادی، برای ستارگان مشرق‌ها و مغرب‌ها و نیز طلوع‌گاه‌ها و گردشگاه‌ها مقرّر ساختی و برای آن‌ها مدارهایی که در آن‌ها شناورند قرار دادی و برای آن‌ها در آسمان منزلگاه‌هایی مقدر فرمودی، پس چه نیکو تقدیر نمودی و صورتگری کردی و چه نیکو صورتشان دادی و بانام‌هایت آن‌ها را بر شمردی، شمردنی ویژه و به حکمتت تدبیر نمودی، تدبیری شایسته و چه نیکو تدبیر کردی و با تسلّط بخشیدن شب و روز و ساعات بر آن‌ها شمارش سال‌ها و ثبت حساب را شناساندی و دیدن آن‌ها را برای همه مردم یکسان کردی؛

 

وَأَسْأَلُكَ اللّٰهُمَّ بِمَجْدِكَ الَّذِى كَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَكَ وَرَسُولَكَ مُوسَى بْنَ عِمْرانَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الْمُقَدَّسِينَ، فَوْقَ إِحْساسِ [أَحْسَاسِ] الْكَرُوبِينَ [الْكَرُّوبِيِّينَ]، فَوْقَ غَمائِمِ النُّورِ، فَوْقَ تابُوتِ الشَّهادَةِ، فِى عَمُودِ النَّارِ، وَفِى طُورِ سَيْناءَ، وَفِى جَبَلِ حُورِيثَ، فِى الْوادِى الْمُقَدَّسِ فِى الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ مِنَ الشَّجَرَةِ، وَفِى أَرْضِ مِصْرَ بِتِسْعِ آياتٍ بَيِّناتٍ، وَيَوْمَ فَرَقْتَ لِبَنِى إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ، وَفِى الْمُنْبَجِساتِ الَّتِى صَنَعْتَ بِهَا الْعَجائِبَ فِى بَحْرِ سُوفٍ؛

و خدایا! تو را می‌خوانم به عظمتت که به وسیله آن سخن گفتن با بنده و فرستاده‌ات موسی بن عمران(علیه‌السلام) در میان قدسیان، برتر از احساس کرّوبیان، فراتر از سحاب‌های نور، بر فراز تابوت شهادت، در عمودی از آتش و در طور سینا و در کوه حوریث، در وادی مقدّس، در بقعه با برکت از جانب راست کوه طور، از دل درخت و در زمین مصر، با نه معجزه آشکار و روزی که دریا را برای بنی‌اسرائیل شکافتی و در چشمه‌های جوشنده که با آن شگفتی‌هایی در دریای سوف را ساختی؛

 

وَعَقَدْتَ ماءَ الْبَحْرِ فِى قَلْبِ الْغَمْرِ كَالْحِجارَةِ، وَجاوَزْتَ بِبَنِى إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ، وَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ الْحُسْنىٰ عَلَيْهِمْ بِما صَبَرُوا، وَأَوْرَثْتَهُمْ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْتَ فِيها لِلْعالَمِينَ، وَأَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَجُنُودَهُ وَمَراكِبَهُ فِى الْيَمِّ، وَبِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ، وَبِمَجْدِكَ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِمُوسىٰ كَلِيمِكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى طُورِ سَيْناءَ، وَ لِإِبْراهِيمَ عَلَيْهِ السَّلامُ خَلِيلِكَ مِنْ قَبْلُ فِى مَسْجِدِ الْخَيْفِ، وَلِإِسْحاقَ صَفِيِّكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى بِئْرِ شِيَعٍ [سَبْعٍ]، وَ لِيَعْقُوبَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى بَيْتِ إِيلٍ؛

و آب دریا را در دل گرداب همانند سنگ سخت بستی و بنی‌اسرائیل را از دریا به خشکی رساندی، وعده‌ی نیکویت بر آنان کامل گشت به خاطر آنکه شکیبایی ورزیدند و آنان را وارث مشارق و مغارب زمینی که در آن جهانیان را برکت دادی نمودی و فرعون و سپاهیان و مرکب‌هایش را در دریا غرق کردی و به نام بزرگت، آن نام بزرگ‌تر، توانمندتر، عظیم‌تر، گرامی‌تر و به بزرگی‌ات که با آن بر موسی کلیمت (علیه‌السلام) در طور سینا جلوه کردی و نیز برای ابراهیم (علیه‌السلام) دوستت پیش از آن در مسجد خیف و برای اسحاق(علیه‌السلام) برگزیده‌ات در چاه شیع و برای یعقوب (علیه‌السلام) پیامبرت در بیت ایل؛

 

وَأَوْفَيْتَ لِإِبْراهِيمَ عَلَيْهِ السَّلامُ بِمِيثاقِكَ، وَلِإِسْحاقَ بِحَلْفِكَ، وَ لِيَعْقُوبَ بِشَهادَتِكَ، وَ لِلْمُؤْمِنِينَ بِوَعْدِكَ، وَ لِلدَّاعِينَ بِأَسْمائِكَ فَأَجَبْتَ، وَبِمَجْدِكَ الَّذِى ظَهَرَ لِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلىٰ قُبَّةِ الرُّمّانِ ، وَبِآياتِكَ الَّتِى وَقَعَتْ عَلىٰ أَرْضِ مِصْرَ بِمَجْدِ الْعِزَّةِ وَالْغَلَبَةِ، بِآياتٍ عَزِيزَةٍ، وَبِسُلْطانِ الْقُوَّةِ، وَبِعِزَّةِ الْقُدْرَةِ، وَبِشَأْنِ الْكَلِمَةِ التَّامَّةِ؛

وفا کردی به پیمانت برای ابراهیم(علیه‌السلام) و به سوگندت برای اسحاق و به شهادتت برای یعقوب و به وعده‌ات و برای اهل ایمان و برای دعاخوانان به نام‌هایت که اجابتشان کردی و به بزرگی‌ات که برای موسی بن عمران(علیه‌السلام) در قبّه رمّان نمایان شد و به نشانه‌هایت که در زمین مصر، به بزرگواری توانمندی و پیروزی‌ات واقع شد، با نشانه‌های تحسین‌برانگیز و حاکمیت نیرومند و به توانمندی نیرویت و به مقام کلمه تامّه؛

 

وَبِكَلِماتِكَ الَّتِى تَفَضَّلْتَ بِها عَلىٰ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ، وَأَهْلِ الدُّنْيا وَأَهْلِ الْآخِرَةِ، وَبِرَحْمَتِكَ الَّتِى مَنَنْتَ بِها عَلىٰ جَمِيعِ خَلْقِكَ، وَبِاسْتِطاعَتِكَ الَّتِى أَقَمْتَ بِها عَلَى الْعالَمِينَ، وَبِنُورِكَ الَّذِى قَدْ خَرَّ مِنْ فَزَعِهِ طُورُ سَيْناءَ، وَبِعِلْمِكَ وَجَلالِكَ وَكِبْرِيائِكَ وَعِزَّتِكَ وَجَبَرُوتِكَ الَّتِى لَمْ تَسْتَقِلَّهَا الْأَرْضُ، وَانْخَفَضَتْ لَهَا السَّماواتُ، وَانْزَجَرَ لَهَا الْعُمْقُ الْأَكْبَرُ ، وَرَكَدَتْ لَهَا الْبِحارُ وَالْأَنْهارُ، وَخَضَعَتْ لَهَا الْجِبالُ، وَسَكَنَتْ لَهَا الْأَرْضُ بِمَناكِبِها؛

و کلماتی که با آن بر اهل آسمان‌ها و زمین و اهل دنیا و آخرت عطا کردی و به رحمتت که با آن بر همه آفریدگانت بخشش کردی و به توانایی‌ات که با آن جهانیان را برپا داشتی و به نورت که از هراسش طور سینا بر خاک افتاد و به دانش و شکوه و بزرگی و توانمندی‌ات و قدرت مطلق است که زمین تاب آن را نیاورد و آسمان‌ها در برابرش زانو زدند و در برابرش عمق فرودین زمین فروتر گشت و دریاها و نهرها در آستانش از حرکت ایستاد و کوه‌ها فروتن شد و زمین با شانه‌هایش آرام گشت؛

 

وَاسْتَسْلَمَتْ لَهَا الْخَلائِقُ كُلُّها، وَخَفَقَتْ لَهَا الرِّياحُ فِى جَرَيانِها، وَخَمَدَتْ لَهَا النِّيرانُ فِى أَوْطانِها، وَبِسُلْطانِكَ الَّذِى عُرِفَتْ لَكَ بِهِ الْغَلَبَةُ دَهْرَ الدُّهُورِ، وَحُمِدْتَ بِهِ فِى السَّماواتِ وَالْأَرَضِينَ، وَبِكَلِمَتِكَ كَلِمَةِ الصِّدْقِ الَّتِى سَبَقَتْ لِأَبِينا آدَمَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَذُرِّيَّتِهِ بِالرَّحْمَةِ، وَأَسْأَلُكَ بِكَلِمَتِكَ الَّتِى غَلَبَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسىٰ صَعِقاً؛

و همه آفریدگان تسلیم شدند و در برابر آن بادها در وزیدن خود در برابرش پریشان گشتند و آتش‌ها به درگاهش در جایگاه خویش خاموش شدند و به فرمانروایی‌ات که با آن همواره به پیروزی شناخته شدی و با آن در آسمان‌ها و زمین ستوده گشتی و به کلمه‌ات، کلمه‌صدقی که به رحمت و بخشش برای پدرمان آدم(علیه‌السلام) و نسلش پیشی گرفت و از تو خواستارم به کلمه‌ات که بر هر چیز چیره گشت و به نور ذاتت که با آن بر کوه تجلّی کردی و آن را فرو پاشیدی و موسی مدهوش درافتاد؛

 

وَبِمَجْدِكَ الَّذِى ظَهَرَ عَلىٰ طُورِ سَيْناءَ فَكَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَكَ وَرَسُولَكَ مُوسَى بْنَ عِمْرانَ، وَبِطَلْعَتِكَ فِى ساعِيرَ، وَظُهُورِكَ فِى جَبَلِ فارانَ، بِرَبَواتِ الْمُقَدَّسِينَ وَجُنُودِ الْمَلائِكَةِ الصَّافِّينَ، وَخُشُوعِ الْمَلائِكَةِ الْمُسَبِّحِينَ، وَبِبَرَكاتِكَ الَّتِى بارَكْتَ فِيها عَلىٰ إِبْراهِيمَ خَلِيلِكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَبارَكْتَ لِإِسْحاقَ صَفِيِّكَ فِى أُمَّةِ عِيسىٰ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، وَبارَكْتَ لِيَعْقُوبَ إِسْرائِيلِكَ فِى أُمَّةِ مُوسىٰ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، وَبارَكْتَ لِحَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِى عِتْرَتِهِ وَذُرِّيَّتِهِ وَأُمَّتِهِ؛

و به شکوه‌مندی‌ات که بر طور سینا نمایان شد، پس با آن، سخن گفتی با بنده و رسولت موسی بن عمران و به پرتو فروزانت در ساعیر [کوهی در حجاز] و ظهور پر فروغت در فاران [کوهی نزدیک مکه و محل مناجات پیامبر] در جایگاه بلند قدسیان و با سپاهیان صف کشیده از فرشتگان و فروتنی فرشتگان تسبیح کننده و به برکاتت که بدان‌ها بر ابراهیم خلیلت (علیه‌السلام) در امّت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) و بر اسحاق برگزیده‌ات در امّت عیسی (درود بر آن دو) و بر یعقوب اسرائیلت در امت موسی (درود بر آن دو) و بر محبوب خویش محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) در عترت و فرزندانش و امّتش برکت نهادی؛

 

اللّٰهُمَّ وَكَما غِبْنا عَنْ ذٰلِكَ وَلَمْ نَشْهَدْهُ، وَآمَنَّا بِهِ وَلَمْ نَرَهُ، صِدْقاً وَعَدْلاً، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تُبارِكَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَتَرَحَّمَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلىٰ إِبْراهِيمَ وَآلِ إِبْراهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ فَعَّالٌ لِما تُرِيدُ وَأَنْتَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.

خدایا! و چنان‌که از آن رخدادها به دور بودیم و آن وقایع را شاهد نبودیم و به آن‌ها درحالی‌که ندیدیم ایمان آوردیم، ایمان از روی راستی و درستی، از تو خواستارم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و بر محمّد و خاندان محمّد برکت دهی و بر محمّد و خاندان محمّد بسیار مهر ورزی همچون بهترین درود و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی، تو ستوده‌ی والایی، هرچه را بخواهی انجام می‌دهی و تو بر هر چیز توانایی.
پس حاجت خود را ذکر می‌کنى و می‌گویى:

اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ، وَبِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْماءِ الَّتِى لَايَعْلَمُ تَفْسِيرَها وَلَا يَعْلَمُ باطِنَها غَيْرُكَ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ وَلَا تَفْعَلْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ، وَاغْفِرْ لِى مِنْ ذُنُوبِى ما تَقَدَّمَ مِنْها وَما تَأَخَّرَ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ، وَاكْفِنِى مَؤُونَةَ إِنْسانِ سَوْءٍ، وَجارِ سَوْءٍ، وَقَرِينِ سَوْءٍ، وَسُلْطانِ سَوْءٍ، إِنَّكَ عَلىٰ ما تَشاءُ قَدِيرٌ، وَبِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ، آمِينَ رَبَّ الْعالَمِينَ.

خدایا! به حق این دعا و به حق این نام‌هایی که تفسیر و باطن آن‌ها را جز تو کسی نمی‌داند، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان کن که شایسته توست، نه آنچه را من سزاوارم و از گناهانم آنچه را گذشته و آنچه را خواهد آید بیامرز و بر من وسعت بخش از روزی حلالت و مرا از رنج انسان بد و همسایه بد و هم‌نشین بد و پادشاه بد بازدار، همانا تو بر هرچه بخواهی توانایی و به همه‌چیز دانایی، دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.

 

نویسنده گوید:
که در بعضی نسخه‌ها پس از «وَ أَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ تو بر هر چیز توانایی»، آمده: هر حاجت که دارى ذکر کن و بگو:
«یَا اللّٰهُ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ، یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، یَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ
…اى خدا، اى بسیار مهربان، اى بسیار احسان کننده، اى پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین، اى دارنده بزرگی و رأفت و محبت، اى مهربان‌ترین مهربانان، خدایا! به حق این دعا…» تا آخر آنچه گذشت.

 

و علّامه مجلسى از کتاب «مصباح» سیّد ابن باقى نقل کرده که بعد از دعاى سمات این دعا را بخواند:

اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ، وَبِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْماءِ الَّتِى لَايَعْلَمُ تَفْسِيرَها وَلَا تَأْوِيلَها وَلَا باطِنَها وَلَا ظاهِرَها غَيْرُكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تَرْزُقَنِى خَيْرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ.

خدایا! به حق این دعا و به حق این نام‌هایی که نه تفسیر و تأویلش و نه باطن و ظاهرش را کسی جز تو نمی‌داند این‌که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و خیر دنیا و آخرت را روزی‌ام گردانی.
پس حاجات خود را بخواهد و بگوید:

وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَلَا تَفْعَلْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ، وَانْتَقِمْ لِى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ.

با من آنچه شایسته تو است انجام ده نه آنچه سزاوار من است و انتقام مرا از فلان فرزند فلان بگیر.
و نام دشمن را بگوید؛
سپس بگوید:

وَاغْفِرْ لِى مِنْ ذُ نُوبِى مَا تَقَدَّمَ مِنْها وَمَا تَأَخَّرَ، وَ لِوالِدَىَّ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ، وَاكْفِنِى مَؤُونَةَ إِنْسانِ سَوْءٍ، وَجارِ سَوْءٍ، وَسُلْطانِ سَوْءٍ، وَقَرِينِ سَوْءٍ، وَيَوْمِ سَوْءٍ، وَساعَةِ سَوْءٍ، وَانْتَقِمْ لِى مِمَّنْ يَكِيدُنِى، وَمِمَّنْ يَبْغِى عَلَىَّ، وَيُرِيدُ بِى وَبِأَهْلِى وَأَوْلادِى وَ إِخْوانِى وَجِيرانِى وَقَراباتِى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ ظُلْماً، إِنَّكَ عَلىٰ ما تَشَاءُ قَدِيرٌ، وَبِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ، آمِينَ رَبَّ الْعالَمِينَ.

گناهانم را آنچه بوده و آنچه خواهد بود بیامرز و پدر و مادرم و همه مردان و زنان باایمان را مشمول آمرزشت قرار داده و بر من از روزی حلالت وسعت عنایت کن و مرا از شر انسان بد و همسایه بد و پادشاه بد و هم‌نشین بد و روز بد و ساعت بد بازدار و از کسی که بر من حیله می‌ورزد و بر من ستم می‌کند انتقام بگیر و هم انتقام بگیر از آن‌که بخواهد بر من و خانواده‌ام و فرزندانم و برادرانم و همسایگانم و نزدیکانم از مردان و زنان باایمان ستم کند، همانا تو بر آنچه بخواهی توانایی و به هر چیز دانایی، دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
بعد بگوید:

 

اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ تَفَضَّلْ عَلىٰ فُقَراءِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْغِنىٰ وَالثَّرْوَةِ، وَعَلىٰ مَرْضَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاءِ وَالصِّحَّةِ، وَعَلىٰ أَحْياءِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْكَرامَةِ، وَعَلىٰ أَمْواتِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ، وَعَلىٰ مُسافِرِى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ إِلىٰ أَوْطانِهِمْ سالمِينَ غانِمِينَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ وَعِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً.

خدایا! به حق این دعا بر تهیدستان از مردان و زنان با ایمان، توانگری و ثروت عطا کن و بر بیماران اهل ایمان از مردان و زنان بهبودی و تندرستی ببخش و بر مؤمنین و مؤمنات زنده با لطف و بزرگ‌منشی و بخشندگی و بر مؤمنین و مؤمنات از دنیا رفته با آمرزش و رحمت و بر مؤمنین و مؤمنات سفر کرده با برگشت به وطن‌های خویش در سلامت و بهره‌مندی عنایت کن، به رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان و درود خدا بر سرور ما، محمّد پایان‌بخش پیامبران و بر خاندان پاکش و سلام بسیار بر ایشان.
ابن فهد حلّی فرموده است: پس از دعای سمات مستحب است بگویی:

اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ هٰذَا الدُّعاءِ، وَبِما فاتَ مِنْهُ مِنَ الْأَسْماءِ، وَبِما يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ مِنَ التَّفْسِيرِ وَالتَّدْبِيرِ الَّذِى لَايُحِيطُ بِهِ إِلّا أَنْتَ، أَنْ تَفْعَلَ بِى كَذا وَكذا.

(و به جاى کذا و کذا حاجت خود را بخواهد)
خدایا! از تو درخواست می‌کنم به احترام این دعا و به آنچه از نام‌هایت که در آن نیامده و به آنچه در بردارد از تفسیر و تدبیری که جز تو کسی بر آن احاطه ندارد که با من چنین و چنان کنی.
(و به جاى چنین و چنان حاجت خود را بخواهد)

تفسیر بخش‌های کلیدی دعا

نجات حضرت ابراهیم (ع) از آتش

نجات حضرت ابراهیم

یکی از بخش‌های مهم دعای سمات اشاره به ماجرای حضرت ابراهیم (ع) است؛ زمانی که نمرود او را به آتش انداخت، اما خداوند آتش را «سرد و سلامت» گرداند. این ماجرا نمادی از قدرت الهی در تغییر قوانین طبیعی برای نجات بندگان صالح است. تفسیر این فراز نشان می‌دهد که مؤمن باید در سخت‌ترین شرایط نیز به یاری خداوند امیدوار باشد و یقین داشته باشد که خدا قادر است هر محال ظاهری را ممکن سازد.

شکافتن نیل برای حضرت موسی (ع)

حضرت موسی
شکافتن نیل

در دعای سمات به شکافتن دریا برای نجات حضرت موسی (ع) و بنی‌اسرائیل اشاره شده است. این ماجرا نشان‌دهنده یاری الهی در لحظات بحرانی است؛ جایی که هیچ راه نجاتی باقی نمانده بود. تفسیر این بخش یادآور می‌شود که در بن‌بست‌های زندگی، توکل واقعی به خداوند می‌تواند درهایی نو به‌روی انسان بگشاید.

معجزات حضرت عیسی (ع)

دعای سمات معجزات حضرت عیسی (ع) مانند زنده‌کردن مردگان و شفای بیماران را یادآور می‌شود. این اشاره‌ها بر قدرت مطلق خداوند و نقش پیامبران در هدایت مردم تأکید دارد. درسی که از این فراز می‌گیریم این است که ایمان به خدا می‌تواند موانع بزرگ را از میان بردارد و امید به زندگی دوباره و سلامتی ببخشد.

نصرت پیامبر اسلام (ص)

در بخش دیگری از دعا، نصرت الهی در جنگ‌های پیامبر اسلام (ص) یادآوری می‌شود. در بدر و حنین، سپاه اندک مسلمانان با یاری خداوند بر دشمنان قدرتمند پیروز شد. این قسمت نشان می‌دهد که ایمان و توکل، حتی در عرصه‌های اجتماعی و نظامی، می‌تواند سرنوشت ملت‌ها را تغییر دهد.

فضیلت‌ها و آثار معنوی قرائت دعای سمات

عالمان شیعه فضیلت‌های بسیاری برای دعای سمات برشمرده‌اند. از جمله: دفع بلاها و گرفتاری‌ها، گشایش در مشکلات، افزایش امید و آرامش، تقویت ایمان و یادآوری مداوم سنت‌های الهی در تاریخ. برخی بزرگان توصیه کرده‌اند که خواندن دعای سمات در عصر جمعه به‌طور ویژه اثرگذار است. در عین حال، این دعا در زمان‌های دیگر نیز برای رفع نیازها و حاجات می‌تواند خوانده شود. آثار معنوی این دعا تنها به اجابت حاجات محدود نمی‌شود، بلکه در تربیت روح انسان و تقویت پیوند او با خدا نیز نقش مهمی دارد.

بیشتر بخوانید:دعای جوشن صغیر

زمان و آداب قرائت دعای سمات

زمان اصلی قرائت دعای سمات عصر روز جمعه است. با این حال، بسیاری از مؤمنان آن را در زمان‌های دیگر نیز می‌خوانند. آداب قرائت شامل وضو داشتن، نشستن رو به قبله، شروع و پایان با صلوات و خواندن با حضور قلب است. در سنت‌های دینی، تأکید شده که دعا تنها با زبان خوانده نشود، بلکه دل نیز همراه باشد. قرائت جمعی دعای سمات در مساجد، فضای روحانی و معنوی خاصی ایجاد می‌کند که تأثیر آن دوچندان می‌شود.

کاربردهای امروزی دعای سمات

در زندگی فردی

دعای سمات برای فرد مؤمن منبعی از آرامش و امید است. در شرایط پر از اضطراب و نگرانی، خواندن این دعا می‌تواند به انسان اطمینان دهد که خداوند همیشه یاری‌گر است. یادآوری داستان پیامبران در این دعا به فرد نشان می‌دهد که مشکلات امروز او نیز می‌تواند با صبر و توکل حل شود.

در زندگی اجتماعی

این دعا با یادآوری تاریخ مشترک ایمان، جامعه را متحد می‌سازد. مجالس قرائت جمعی سمات فرصتی برای ایجاد همبستگی اجتماعی است. در جهانی که بحران‌های اخلاقی و اجتماعی فراوان است، دعای سمات می‌تواند منبعی برای بازسازی اعتماد جمعی و تقویت هویت دینی باشد.

در تربیت نسل جوان

دعای سمات می‌تواند برای آموزش نسل جوان ابزاری تربیتی باشد. این دعا با زبانی ساده و روایتی تاریخی، درس‌های بزرگی از ایمان، مقاومت و توکل به خدا را منتقل می‌کند. آموزش این دعا به نوجوانان و جوانان، پیوند آن‌ها را با سنت‌های دینی محکم‌تر می‌سازد.

دعای سمات از منظر روان‌شناسی دین

از دیدگاه روان‌شناسی، دعای سمات نوعی مدیتیشن معنوی است. تکرار اسماء الهی موجب آرامش ذهنی می‌شود. یادآوری تاریخ انبیا باعث می‌شود فرد خود را بخشی از یک داستان بزرگ ببیند و احساس تنهایی نکند. دعا همچنین اضطراب را کاهش داده و حس امنیت درونی ایجاد می‌کند. پژوهش‌های روان‌شناسی دین نشان داده‌اند که دعا کردن، اگر با حضور قلب باشد، تأثیرات مثبت عمیقی بر سلامت روان دارد.

پرسش‌های متداول درباره دعای سمات

آیا دعای سمات سند معتبر دارد؟

بله، در کتاب‌های معتبر دعایی مانند مصباح المتهجد و البلد الامین نقل شده و بزرگان شیعه بر خواندن آن تأکید کرده‌اند.

آیا فقط باید در عصر جمعه خوانده شود؟

زمان اصلی عصر جمعه است، اما در مواقع نیاز می‌توان آن را در روزهای دیگر نیز قرائت کرد.

آیا متن دعای سمات طولانی است؟

بله، متن آن مفصل است و همین گستردگی محتوایی باعث غنای معنوی و تربیتی آن شده است.

آیا خواندن دعای سمات آثار اجتماعی دارد؟

بله، قرائت جمعی آن موجب تقویت پیوند اجتماعی و ایجاد روحیه همبستگی در جامعه می‌شود.

بیشتر بخوانید: دعای معراج

جمع‌بندی الهام‌بخش

دعای سمات میراثی گران‌بها از فرهنگ دینی شیعه است. این دعا نه تنها ابزاری برای بیان حاجات فردی است، بلکه یادآور تاریخ ایمان و نشانه‌های روشن یاری خدا در زندگی پیامبران و مؤمنان است. با خواندن دعای سمات، انسان هم به گذشته متصل می‌شود و هم امید به آینده پیدا می‌کند. این دعا به ما می‌آموزد که حتی در سخت‌ترین شرایط باید به خدا توکل داشت و یقین داشت که او یاری‌گر بندگان خویش است. امروزه که انسان با بحران‌های روحی و اجتماعی بسیاری روبه‌روست، بازگشت به دعاهایی مانند سمات می‌تواند راهی برای آرامش، امید و بازسازی معنوی باشد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *